چندی پیش یکی از شاعران کانادایی که شعرم را چنین و چنان می دانسته و متحیّر بوده چگونه و چرا این شعرها در این قرن پرشتاب اینهمه دیر به چشم آمده پاره ای از مصاحبه یک منتقد ورشکسته را که استاد است از آب گل آلود ماهی بگیرد و در ایران به علت همین رفتارهای دو نبش ،بخشی از آوانگاردیسم تاریخی هفتاد را به اسمش سند زده، برایم فرستاد. وقتی خواندمش بسیار متاسف شدم برای کسی که می داند و حقیرانه می نویسد. و تازه فهمیدم چرا شهود من از اینان مدام انزجار داشته و همیشه با هرچه از گذشته می آمده مخالفت داشته ، انگارحالا دیگر شعر من فقط دوسال وقت دارد تا به جهان شعور بفهماند که شعر فارسی یعنی چه!؟ حتمن شما هم دوست دارید آن پاره گفتگو را بخوانید نه!؟
|
|
ادامه مطلب...
|